الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

135

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

أعمالهم في الدّنيا زاكية ، و أعينهم باكية ، و كان ليلهم في دنياهم نهارا تخشّعا و استغفارا ، و كان نهارهم ليلا توحّشا و انقطاعا ، فجعل اللّه لهم الجنّة مآبا ، و الجزاء ثوابا ، و كانوا أحقّ بها و أهلها ، في ملك دائم ، و نعيم قائم ، فارعوا عباد اللّه ما برعايته يفوز فائزكم ، و بإضاعته يخسر مبطلكم ، و بادروا اجالكم بأعمالكم ، فإنّكم مرتهنون بما أسلفتم و مدينون بما قدّمتم ، و كأن قد نزل بكم المخوف فلا رجعة تنالون ، و لا عثرة تقالون ، استعملنا اللّه و إيّاكم بطاعته و طاعة رسوله ، و عفا عنّا و عنكم بفضل رحمته . ترجمهء خطبه 12 . امام عليه السّلام در ضمن خطبهء 185 مىفرمايد : « اى بندگان خدا ! خدا را ، خدا را ، به‌راستى كه دنيا بر شما به راه و روش خاص خود مىگذرد . شما و قيامت به يك ريسمان بسته‌ايد ، گويا قيامت به نشانه‌هايش آشكار گرديده ، و به مقدماتش نزديك گشته ، و شما را در مسير خود نگه داشته است . گويا قيامت با زلزله‌هايش سر رسيده ، و سينه‌ها بر زمين نهاده است . دنيا از اهل خود جدا گشته و آنان را از پناه خود خارج نموده است ، همچو روزى باشد كه گذشت ، يا ماهى كه به سر آمد . تازه‌اش كهنه ، چاقش لاغر گرديده ، ( آن‌گاه حضور ) در موقفى تنگ ، و سختىهايى همانند ، آتشى پر لهيب ، صدايش مهيب ، زبانه‌اش بلند ، فريادش خشمناك ، شعله‌اش فروزان ، خاموشىاش غيرممكن ، هيزمش آتش‌زا ، تهديدش ترسناك ، قرارگاهش ناپيدا ، اطرافش تاريك ، ديگ‌هايش سخت سوزنده ، اوضاعش بسيار دشوار و هراس‌انگيز . وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً ؛ و متقيان خداترس را فوج‌فوج به سوى بهشت برند ، حالى كه از عذاب ايمن ، از توبيخ رهيده ، از آتش دور ، در بهشت آرام ، از جايگاه خود خشنود ، آنان كه اعمالشان در دنيا شايسته بوده ، ديدگانشان ( از خوف خدا ) گريان ، شب آنان به علت عبادت براى پروردگار و استغفار همانند روز ، و روزشان از ترس ( عذاب ) و انقطاع ( از دنيا ) همانند شب است . خدا بهشت را